قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2131
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر سلطنت محمّد بن محمود بن سبكتكين چون يمين الدّوله ، سلطان محمود ، به صد حسرت و آرزو از دنيا درگذشت ، امرا و اركان دولت او به موجب وصيّتش محمّد را ، كه در غزنين « 1 » حاضر بود ، بر سرير سلطنت نشانيده همه با او بيعت كردند و خطبه و سكّه به نام او خواندند . مسعود در اين وقت در همدان بود . چون خبر فوت پدر به او رسيد ، فى الحال به جانب خراسان توجّه نمود و در عراق عجم نوّاب و عمّال خود را نصب فرمود و سپاه نيز در هر شهرى گذاشت . صفاهانيان چون خبر از توجّه مسعود به جانب خراسان و از فوت پدرش ، سلطان محمود ، يافتند فى الحال نوّاب و عمّال او را با جمعى از سپاه او ، كه در اصفهان مىبودند ، به قتل رسانيدند و اظهار تمرّد و عصيان نمودند . و چون اين خبر به مسعود رسيد از اثناى راه بازگشته اصفهان را محاصره نمود و به اندك توجّه آن بلده را قهرا و جبرا فتح نمود و اكثر مردم آن شهر را به ضرب تيغ آبدار هلاك گردانيد و نايب خود را نصب نموده به جانب خراسان مراجعت نمود و به برادر خود محمّد مكتوبى نوشته ارسال داشت كه : « من بدان ولايت كه پدرم به تو داده هيچ طمع ندارم ؛ چه ، بلاد جبال و طبرستان و عراق عجم كه به شمشير گرفتهام مرا كافى است ، امّا ملتمس آن است كه نام من در خطبه مقدّم باشد . » چون اين مكتوب به محمّد بن محمود رسيد جواب از روى شدّت و غلظت هرچه تمامتر نوشته ارسال داشت و خود در عقب آن به تهيّهء اسباب جدال و قتال مشغول شد . هرچند اهل بصارت و اشفاق خصوصا حاجب كبير امير آلتونتاش ، كه از اعيان امراى يمين الدّوله ، سلطان محمود ، به محمّد گفتند كه : صلاح در آن است كه با مسعود صلح كنى و در مقام جدال و نزاع نشوى كه چون برادران با يكديگر در مقام جدال و قتال شوند بيگانگان طمع در ملك كنند مع هذا عاقبت محاربه معلوم نيست ؛ محمّد قبول نكرد و عمّ خود يوسف بن سبكتكين را در مقدمهء لشكر به جنگ مسعود فرستاد و خود نيز با لشكرى انبوه متعاقب او از غزنين بيرون آمده در غرّهء شهر رمضان به موضع تگناباد « 2 » رسيد و تمامى ماه روزه را در آنجا توقّف نمود . و در شب سيّم ماه شوّال امراى او با يكديگر اتّفاق نموده جمعى از دليران سپاه را با خود يار ساخته گفتند كه : امشب بايد كه محمّد بن محمود را دستگير نموده در قلعهء تگناباد « 3 » بند كنيم و مسعود را بر سرير سلطنت نشانيم . اتّفاقا ، در همين شب جمعى از لشكريان پيرامون خرگاه محمّد بن محمود درآمده او را از بستر استراحت بيرون كشيدند و در قلعهء تگناباد محبوس گردانيد . و
--> ( 1 ) . گرديزى : گوزگانان [ - جوزجانان ] . ( 2 ) . م : هكناد ؛ ق ، ش : هكناور . منظور تگين آباد محلى است در طخارستان بين هرات و غزنه . ( 3 ) . محل حبس محمّد بن محمود را قلعهء كوهيتز نوشتهاند .